تخمین تابع تقاضای گاز طبیعی بخش صنعت ایران با استفاده از مدل سری زمانی ساختاری

نوع مقاله: علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه اصفهان

2 استاد دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان

3 استادیار دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان

چکیده

بخش صنعت به­عنوان یکی از مولدترین بخش‌های اقتصادی از عمده‌ترین متقاضیان انرژی و مخصوصاً گازطبیعی است، از این‌رو در این مطالعه تابع تقاضای گازطبیعی در بخش صنعت ایران با استفاده از مدل‌ سری ‌زمانی ‌ساختاری برآورد می‌شود. مدل‌ سری‌ زمانی‌ ساختاری دارای جزء غیرقابل‌ مشاهده‌ی روند است که پس از تبدیل این مدل به­صورت فضاحالت و با به­کارگیری الگوریتم فیلتر کالمن از طریق روش ‌حداکثر راستنمایی برای دوره­ی زمانی 1390-1360 برآورد شده است. نتایج این مطالعه حاکی ‌از آن ‌است‌ که اولاً ماهیت روند ازنوع روند هموار است و ثانیاً به­صورت‌ غیرخطی‌ حرکت می‌کند. همچنین با توجه به تابع تقاضای برآورد شده، کشش قیمتی تقاضای گازطبیعی‌ در بخش ‌صنعت در کوتاه‌مدت و بلندمدت به­ترتیب برابر با 16/0- و 33/0- است که نشان می‌دهد قیمت گاز در کوتاه‌مدت‌ و بلندمدت کم‌کشش و حتی افق ‌زمانی‌ که‌ یکی ‌از عوامل مؤثر بر مقدار کشش ‌است در مورد این کالا تأثیرگذار نبوده است. لذا، پیشنهاد می‌شود سیاست‌های غیرقیمتی نظیر هدایت­بخش تولید از طریق معافیت استهلاک مالیاتی وتأمین منابع از طریق نظام بانکی برای صنایع مورد توجه قرار گیرد. کشش تولیدی گازطبیعی در کوتاه‌مدت 08/2 و در بلندمدت 99/0 می‌باشد که نشان می‌دهد در کوتاه‌مدتدربخش صنعت همگام باافزایش تولید،با شدتبیشتریمصرفگاز طبیعیمشاهدهمی‌شود. کشش متقاطع قیمتی برای برق نیز در کوتاه‌مدت و بلندمدت به­ترتیب 76/0 و 64/1 استدر نتیجه در بلندمدت امکان تغییر شیوه‌ی تولید و یا جایگزینی دستگاه‌ها زیاد است. نتایج حاصل از در نظرگرفتن اثر اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها نیز نشان می‌دهد که ‌برخلاف انتظار اجرای این قانون اثری روی تقاضای گاز طبیعی ‌در بخش صنعت ندارد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Estimating Demand Function for Natural Gas in the Industrial Sector of Iran using Structural Time Series Model (STSM)

نویسندگان [English]

  • z sh 1
  • r kh 2
  • a sh 3
چکیده [English]

The industry as one of the most productive sectors is one of the most applicants energy especially natural gas. In this study using structural time series model (STSM) for evaluating demand for natural gas in the industrial sector of Iran is the focus of the analysis. Such model contains unobservable elements which have been transported to state space model with the use of kalman filter and is estimated by implementing maximum likelihood approach for the period of 1981-2011. Finding of the research is that, first of all the nature of the trend is smooth one. Secondly, it is changing on a nonlinear basis. The estimated demand function shows that price elasticity for natural gas in the long and short run is less than unit, correspondingly, (-0.33) and (-0.16). So, natural gas price in the short and long term is inelastic and even the time horizon which is one of the effective factors on the value of elasticity, have no influence on this good. Hence, it is suggested using nonpricing policies like induce production sector through tax-deductible depreciation and financing industries through the banking system. However, production elasticities of natural gas in the short and long run, correspondingly, are 2.08 and 0.99. These findings show that in the short term to keep pace with increased production in the manufacturing sector, the more intensive use of natural gas is observed. Cross elasticity for electricity is estimated to be 1.64 in the long run and 0.76 in the short run. This result suggests that in the long run the possibility of changing or replacing devices is high. The result of considering the implementation of the Targeting of Subsidies Plan shows that this policy has no influence on natural gas demand in industrial sector of Iran. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Demand for Energy
  • Natural gas
  • Industrial sector
  • Structural time series model
  • Underling Energy Demand Trend